خرید بک لینک
چشم من ، چشم تو را ديد ولي ديده نشدمن همانم که پسنديد و پسنديده نشدياد لبهاي تو افتادم و با خود گفتم :غنچه اي بود که گل کرد ولي چيده نشدمن نظربازم و کم معصيتي نيست وليچه بسا طعنه زدنهاي تو بخشيده نشداي که مهرت نرسيده ست به من ، باور

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:02

"داستان کوتاه"#جنگ_خرمشهرو شاهدا و مشهود...يه بيل دسش گرفته بود و خاک توگوني مي ريخت.وقتي مي گم:اين يه شوخيه.با اخم نگام مي کنه.بازم مي گم:اين يه شوخيه!_ چي شوخيه؟همين که ميگيد، جنگ شده.به طرف پنجره ها مي ره و شروع مي کنه به چسب کاري.يه دفه ميز مطالعه از جا کنده ميشه و مي خوره تو پيشونيم._ بايد جلوش

برچسب: نویسنده: مبین صالحی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:21

صفحه بندی